|
fazestan نویسندگان وبلاگ : F..A[0] A..A[0] Z..A[0] دوستان عزیز برای مشاهده بهتر وبلاگ از مرورگر Google chrome و یا Firefox استفاده نمایید. | ||
|
|
شب طی شد و روز روشن از راه رسید خورشید امید شرق ، از غرب دمید عیسای زمان ، راز زمین ، « روح خدا » در کالبد مرده ، دمی تازه دمید
[ پنج شنبه 13/11/90 ] [ 11:39 عصر ] [ hafez ]
واسه من ، تو امتداد عشق جاودانه هستی واسه من ، طلوع عشقی ، غربت ترانه هستی تو ملائک بهشتی ، تو شروع سرنوشتی توی قطره های بارون ، حرف احساسو نوشتی واسه من زندگی بی تو مثل هجرت توی خوابه مثل اون مسافری که توی دام یه سرابه واسه من تبسم تو طعم بارون توی آبه ترسیم عکس فشنگت تو ظرافت یه قابه واسه من حضور گرمت آخر هر انتظاره انتهای اشک های غمگین ابر بهاره تو مثل ستاره ای که امیدش به کهکشونه مثل اون ترانه هستی که به ساز آسمونه تویی اون سپیدی عشق ، تویی اون ندای هستی تویی هم صدای بارون ، توی قلب من نشستی تویی مثل اون شقایق ، مثل شب گریه عاشق مثل اون حرفی که هردم گم می شه توی دقایق تویی اون اوج سخاوت واسه گلدونا طراوت منم اون ماهی تشنه که به دریات کرده عادت تو همون تبسمی که روی لب هام خونه داره منم اون بغض قدیمی که برات می خواد بباره
[ چهارشنبه 28/10/90 ] [ 6:10 عصر ] [ hafez ]
انسان در زندگی سه راه دارد : راه اول : از اندیشه می گذرد ، که والاترین راه است ! راه دوم : از الگو گرفتن می گذرد ، که آسان ترین راه است ! راه سوم : از تجربه می گذرد ، که سخت ترین راه است ! [ یکشنبه 25/10/90 ] [ 8:53 عصر ] [ hafez ]
1-عاشورا و انسانیت یکی از ماندگارترین پیام های عاشورا که برای تمام بشریت در طول تاریخ،چه مسلمان و چه غیرمسلمان،آموزنده و زندگی سازاست،این جمله امام(ع) است که فرمودند: «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.» امام(ع) در این جمله به این نکته اشاره می کند که انسانیت یک ملاک بسیار ارزشمند است که جدای از هر دین و مسلک که انسان ها از آن پیروی می کنند و مؤمن به خداوند که یا کافر هستند، یک گوهر درونی در وجود تمام آنهاست که به نام انسانیت که اگر هر فرد به آن مراجعه کند، می تواند راه درست و حقیقت را پیدا کند و حق و ناحق را به واسطه همین گوهر درونی تا حدود زیادی تشخیص دهد. در جای دیگرایشان فرمودند: «دین لغلغه دهان شما نباشد.» یعنی به مسایل دین به صورت ظاهری نگاه نکنید بلکه تلاش کنید تا آن را در زندگی خود متبلور و متجلی کنید. نمود حضور دین در زندگی ایشان،بزرگی روح، عزت و کرامت انسانی، به اسارت نگرفتن روح انسان در دام خواهش ها و وسوسه ها و تسلیم نشدن در برابر آنچه انسانیت و روح انسانی را ذلیل می کند، خواهد بود. به همین دلیل است که امام(ع) می فرماید: «مرگ در مسیر عزت،حیات جاودان است.» 2-عاشورا و امید امام حسین(ع) در آن شرایط سنگین قبل از شهادتش، خانواده اش را جمع می کند و به ایشان می فرماید: «برای سختی ها و مشکلات آماده باشید و مطمئن باشید که خداوند، شر دشمنان را از شما دور می کند.» 3-عاشورا و عبودیت یکی از مهم ترین پیام های واقعه عاشورا،بحث توحید است. اینکه تمام سختی ها و مصایب عاشورا به دلیل این بود که امام حسین(ع) فقط تسلیم امر خداوند بوده تا جاهلیت به وجود آمده را از بین ببرد. اگر در جملات آخر امام(ع) قبل از شهادت تأمل کنیم،می بینیم که ایشان می فرمایند: «خداوندا من تسلیم امرتو هستم و به قضای تو رضایت دارم و معبودی جز تو نمی شناسم و پرستش نمی کنم. و فریادرس فریادرسان هستی.» 4-عاشورا و آزادگی بحث بسیار مهم دیگری که از پیام های بزرگ پدیده عاشورا است، بحث آزادی افراد در انتخاب و تصمیم گیری است. آنجا که امام(ع) در شب عاشورا تمام یارانش را جمع کرد و به ایشان فرمود: «من تکلیف دارم و این دشمنان با من سروکار دارند و اگر شما هم بمانید،کشته خواهید شد. هیچ تکلیفی بر شما نیست» و چراغ ها را خاموش می کند و می فرماید: «هر کس که می خواهد از همین راه که آمده است، بازگردد.» آیا شما آزادی عمل و اختیاری بیش از این در طول تاریخ سراغ دارید؟ وقتی که امام(ع) می فرماید: «من بیعت خودم را از شما برمی دارم.» یعنی از آنچه که خود ایشان صاحب حق و اختیار است هم کوتاه می آید و از حق خودش نیز می گذرد. فقط به این دلیل که به اصل آزادمنشی و آزادی در تصمیم گیری و تفکر افراد احترام می گذارد. امام(ع) با این کار قصد داشت فقط افرادی را در کنار خود نگه دارد که به اهمیت موضوع و باطن اعمال ایشان آگاهی داشتند و نه از روی جهل و یا اجبار در کنارامام(ع) مانده بودند. به همین دلیل فرمودند: «آن تعداد معدود افرادی که با من هستند، باید از آگاه ترین انسان ها باشند.» افرادی که عقیده کامل داشتند که امام(ع) برای رضای خداوند و اجرای تصمیم الهی دست به این کار زده است نه از روی قدرت طلبی و حرص دنیوی. 5-عاشورا و اتمام حجت گاهی در مورد برخی از حوادث عاشورا و اعمال و سخنان امام(ع) صحبت هایی می شود که حق مطلب را ادا نمی کند. یکی از آن موارد بردن کودک چند ماهه به نزدیک خیمه گاه دشمن و طلب آب کردن از دشمن برای آن نوزاد است. 6-عاشورا و کنترل اجتماعی از دیگر پیام های عاشورا، بحث امر به معروف و نهی از منکر است که امروز در دنیا به عنوان کنترل اجتماعی از آن یاد می شود. از آنجایی که جامعه یک سیستم است و تمام سیستم ها نیاز به نگهداری و کنترل و نظارت دارند، جامعه نیز از این موضوع مستثنا نیست و این بحث کنترل اجتماعی را به وجود می آورد. این کنترل باید بر مبنای علم، منطق و اخلاق باشد که ما در اسلام آن را می بینیم، وقتی به بیانات امام(ع) دقت می کنیم،ایشان می فرمایند: «هدف قیام من قدرت طلبی نیست.» این یک پیام و آموزه مهم برای مدیران و مسؤولان است. امام(ع) از روی ظلم،خشونت و قدرت طلبی قیام نکرد بلکه هدف ایشان نشان دادن راه درست از بیراهه ها به امت جدش رسول خدا(ص) بود. این همان کنترل اجتماعی است که امروزه از آن یاد می شود. با کمی دقت می بینیم که این امر به معروف و نهی از منکر از نهاد خانه و خانواده آغاز می شود. از وقتی که شما به کودک خود سلام کردن می آموزید و به او یاد می دهید که دروغ نگوید،اولین اصول امر به معروف و نهی از منکر را به او آموزش داده اید. 7-عاشورا وشفا بخشی ویکتور فرانکل در کتاب خود به نام «انسان در جستجوی معنا» به این نکته اشاره دارد که تمام زندگی انسان ها دارای معنا و مفهوم است. انسان باید این معانی را دریابد،بیاموزد و از آنها در جهت رسیدن به پیشرفت و تعالی بهره مند شود. وقتی ما در زندگی انسان های بزرگی همچون امام حسین(ع) فکر کنیم و با آن ارتباط معنایی پیدا کنیم، دیگر صورت ظاهر را رها خواهیم کرد و به آنجایی می رسیم که می توانیم ذره ای از این عظمت و شکوه را دریابیم و روح خویش را به سطوح بزرگ تر ارتقا دهیم. وقتی که شما تصمیم می گیرید با استفاده از آموزه های زندگی این بزرگان به سمت خداوند نزدیک شوید و در جهت این تصمیم گیری تلاش می کنید، به طور قطع عنایات الهی شامل حال شما خواهد شد و شما در تمام امور زندگی خود آثار آن را احساس خواهید کرد.
[ دوشنبه 14/9/90 ] [ 12:2 صبح ] [ hafez ]
جملاتی که همسران به یکدیگر هدیه می کنند تا به هم نزدیک تر شوند: * من آرامش درون خانه را مدیون تو هستم. * وقتی در کنارت راه می روم به خود می بالم و به تو افتخار میکنم. *می دانم که همه تلاشت را می کنی تا خانواده ات در رفاه و آسایش باشند، این برای ما بسیار ارزشمند است. *آن قدر به تو دل بسته ام که حتی شنیدن صدایت از آن سوی تلفن هم به من آرامش می بخشد. *وقتی که خانه نیستی برای بازگشت تو لحظه شماری می کنم. * همسر مهربانم هرگز نمی گویم «من» هرگز نمی گویم «تو» همیشه " ما " . * تو نه تنها یک همسر ایده آلی بلکه مادری بی نظیر و بی همتایی. *جرات مسؤلیت پذیری را تو به من بخشیدی، از تو ممنونم. * خوشحام که مشکلاتمان را بدون ایجاد تشنج در خانه حل می کنیم. * اگر من نظم و ترتیب و انضباط را به فرزندانمان هدیه کردم تو به ما اعتماد به نفس بخشیدی. * فراموش نکن تو فقط به خودت تعلق نداری، پس همیشه مواظب خودت باش. * باور کن تحمل تنها چیزی که برایم سخت و ناممکن است دیدن اشک تو و فرزندانمان است. * من شادی شما را با هیچ چیز دیگر در این دنیا عوض نمی کنم. * ما لحظات سختی را پشت سر گذاشتیم ولی تو همیشه صبور و مهربان بودی و این زیباترین چیزی است که در ذهن من حک شده. * تو هیچ گاه اجازه ندادی حس کنم در مشکلات تنها هستم. * تو به من یاد دادی با حداقل لوازم رفاهی باز هم می توان خوشبخت شد. * این تو بودی که به من یاد دادی چگونه به همه چیز با دید مثبت نگاه کنم. * عزیزم در این لباس شبیه فرشته ها شده ای. [ جمعه 11/9/90 ] [ 2:12 عصر ] [ hafez ]
محرمی دیگر از راه می رسد و بهار اشک دیگری بر عاشقان ولایت، که در آن غبار از جان های خسته خویش زدایند و وجودشان را به عطر حسینی معطر کنند. محرمی که با نام حسین پیوند خورده و با آمدنش فکرها و دل ها متوجه روزی می شود که بزرگ ترین روزهای مصیبت است. اشک ها در غم برترین انسان های عالم جاری می شوند. وقتی که فرشتگان آسمانی بر حسین گریانند و پریان و پرندگان در زمین و هوا بر او نوحه گرند؛ آیا نباید انسان ها با این آفریدگان هم نوایی کنند و با یادآوری آن چه بر خاندان ولایت گذشت، گریه و نوحه ای همیشگی داشته باشند؟! آسمان بر او گریسته است، چشم آسمان چهل روز در عزای حسین گریان بود، آیا سزاست چشم زمینیان بر مصیبت او گریان نشود؟! در حالی که قرن ها پیش از ولادتش، انبیای الهی چون آدم و نوح و ابراهیم مصیبت های او را می شنوند و بر مظلومیتش اشک می ریزند. در حالی که جدش رسول خدا(ص) اعضا و جوارح او را که همان محل فرود آمدن شمشیرهاست، می بوسد و در غربت فرزندش گریه می کند. در حالی که پدرش امیرمؤمنان (ع) در کنار شطّ فرات می ایستد و مصائب فرزندش را بر ابن عباس بازگو می کند و چنان بر او می گرید که محاسنش تر می شود و اشک بر سینه مبارکش می ریزد. آن گاه که مادرش زهرا(س) قبل از ولادتش بر او محزون و غمگین می شود و برای میوه دلش اشک می ریزد. در حالی که برادرش حسن(ع) در حالی که در اثر سمّ در بستر شهادت قرار گرفته، او را بغل می کند و با خبر دادن از مصائب روز عاشورا بر او گریه می کند. و آن گاه که امام زمان(عج) خود را نوحه خوان همیشگی و گریه کننده هر شب و روز مصیبت های جد بزرگوارشان می داند و گریه کردن بر او را تا آن جا که به جای اشک، خون از دیده ببارد، وظیفه خود می داند. از آن واقعه قرن ها می گذرد؛ اما شعله عشق حسینی هم چنان در دل ها فروزان است؛ چرا که به فرموده پیامبر(ص) «از شهادت حسین(ع) حرارتی در قلب های مؤمنان است که هرگز به سردی نمی گراید». در حالی که امام سجاد(ع) عمری را با یاد کربلا می گذراند و هیچ آبی را جز با اشک ریزان بر مصائب پدر گرامی اش نمی نوشد. در حالی که امام صادق و امام کاظم(ع) در ایام محرم غرق در ماتم و گریه می شوند و لبخند از لبانشان محو می گردد و خودشان روضه خوان جد غریبشان می شوند. در حالی که امام رضا(ع) غمنامه خویش را در عزای جد بزرگوارشان می سراید و یادآوری روز عاشورا را مایه مجروح گشتن پلک ها و ریزان شدن سیل اشک های خود می شمارد. و آن گاه که امام زمان(عج) خود را نوحه خوان همیشگی و گریه کننده هر شب و روز مصیبت های جد بزرگوارشان می داند و گریه کردن بر او را تا آن جا که به جای اشک، خون از دیده ببارد، وظیفه خود می داند. از آن واقعه قرن ها می گذرد؛ اما شعله عشق حسینی هم چنان در دل ها فروزان است؛ چرا که به فرموده پیامبر(ص) «از شهادت حسین(ع) حرارتی در قلب های مؤمنان است که هرگز به سردی نمی گراید». آری! این عشق و شور حسینی که هرساله با آمدن محرم به اوج خود می رسد، ودیعه ای است از سوی خداوند در دل های مؤمنان. [ سه شنبه 8/9/90 ] [ 7:30 عصر ] [ hafez ]
جلوه گرشد بار دیگر طور سینا در غدیر ریخت از خم ولایت می به مینا در غدیر رودها بایکدگر پیوست کم کم سیل شد موج می زد سیل مردم مثل دریا در غدیر هدیه جبریل بود «الیوم اکملت لکم» وحی آمد در مبارک باد مولی در غدیر با وجود فیض «اتممت علیکم نعمتی» از نزول وحی غوغا بود غوغا در غدیر برسر دست نبی هرکس علی را دید گفت آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر بر لبش گلواژه «من کنت مولا» تا نشست گلبن پاک ولایت شد شکوفا در غدیر «برکه خورشید» در تاریخ نامی آشناست شیعه جوشیده ست از آن تاریخ آنجا در غدیر گرچه در آن لحظه شیرین کسی باور نداشت می توان انکار دریا کرد حتی در غدیر باغبان وحی می دانست از روز نخست عمرکوتاهی ست در لبخند گل ها در غدیر دیده ها در حسرت یک قطره از آن چشمه ماند این زلال معرفت خشکید آیا در غدیر؟ دل درون سینه ها در تاب و تب بود ای دریغ کس نمی داند چه حالی داشت زهرا در غدیر
[ دوشنبه 23/8/90 ] [ 11:51 عصر ] [ hafez ]
این سلطنت عشق فقط لایق مولاست جز آل علی هیچ امامی نشناسیم ما نسل غدیریم و پس از رحلت احمد جز حیدر کرار امامی نشناسیم جشن ولایت مبارک باد [ دوشنبه 23/8/90 ] [ 3:57 عصر ] [ hafez ]
" غافل " ، " گیر " می کند . . . بخشش را "بخش کن" ... محبت را "پخش کن" ... غضب ، "پریشانی" است ... نهایتش "پشیمانی" است ... "به طرف" گوش بده ... "بی طرف" نظربده ... شکیبایی ... برهر "دعوایی" ، "دواست" ... هرچه "بضاعتمان" کمتر است ... "قضاوتمان" بیشتر است... وقتی "عصبانی" هستم ... "لب به لبخند" نمی زنم! با "خویشتنداری" ... "خویشاوندداری" ... "بخشش" ... پاک کن "رنجش" ... به "خشم" ... "چشم" نگو ... در این که با هم "تفاوت داریم" ... با هم "تفاهم داریم"!؟ موقع عصبانیت ... "داد نزن" خود را "بادبزن"! سوء تفاهم ، "تیرخطایی" است ... که از "گمان" رها می شود! انسان "خوشرو" ... گل "خوشبو"ست. "آتشنشان" باش ... "آتشفشان" نباش ... از دورویی "دوری" کنیم ... جای "دوری" نمی رود! وقتی "دورهم" جمع نشدیم ... "دور از هم" منها شدیم! از "تنفر" ... "متنفرم" ... "می توانست" این طور نباشد ... "می توانم" این طور نباشم ...
[ یکشنبه 1/8/90 ] [ 7:29 عصر ] [ hafez ]
|
![]() ![]() Online User |