|
fazestan نویسندگان وبلاگ : F..A[0] A..A[0] Z..A[0] دوستان عزیز برای مشاهده بهتر وبلاگ از مرورگر Google chrome و یا Firefox استفاده نمایید. | ||
|
|
صدف دین خدا را دُر یکدانه توئی قدمی رنجه نما صاحب این خانه توئی دگر بار نیمه شعبان، خجسته میلاد مولایمان فرا رسیده و باز دستهای خالی و چشم امیدمان به آستان پر مهر عطوفت آن یار مهربان یا صاحب الزمان گرچه شرمساریم، امّا تو را دوست داریم ما را بپذیر و وجودمان را به عنایتی و نگاهی بنواز
[ شنبه 25/4/90 ] [ 9:29 عصر ] [ hafez ]
همچو خورشید تا به کی تنها همچو مهتاب تا به کی شبگرد ای همایون،همای پرده نشین جان زهرا به آشیان برگرد
[ شنبه 25/4/90 ] [ 12:4 صبح ] [ hafez ]
جوانی، رفعتی از اوج و کرانه ای از سبزینه های تلاش و کوشش و کشش است. جوانی، فریاد پاک ترین لحظه های زندگانی، فصل خوب شکفتن، هنگامه طلوع قلب مبارک یک انسان است. جوانی، فصل بهاران زندگانی است و شب چراغ راه تپش و پویش. جوانی، بهترین فرصت آدمی برای پس انداز تمام خوش بختی های جهان است. جوانی، هنگامه پرتاب پیکان آرزوهاست به سوی هدف خواستن. جوانی، غزال تیزپای سعادت است به شرط آنکه در کمند صیادان غفلت و غرور گرفتار نشود. جوانی، چشمه ای است که همه آرزوها از آن سرازیر می شود. جوانی، گم شده ای است که پیران به دنبال آن می گردند. جوانی، گلی است که جز یک دفعه در بهار عمر شکفته نمی شود. جوانی چون فرشته ای پاک، چون قهرمانی دلیر و بی باک، چون شاهزاده ای سربلند و چون طاووسی خودپسند است.
[ چهارشنبه 22/4/90 ] [ 2:10 عصر ] [ hafez ]
اخلاق دانشجویى از زبان امام خمینى (قدس سره)
علم توحید هم اگر براى غیر خدا باشد، از حجب ظلمانى است; چون اشتغال به ماسوى الله است. اگر کسى قرآن کریم را با چهارده قرائت لما سوى الله حفظ باشد و بخواند، جزحجاب و دورى از حق تعالى چیزى عاید او نمىشود. اگر شما درس بخوانید، زحمتبکشید، ممکن است عالم شوید، ولى باید بدانید که میان «عالم» و «مهذب» خیلى فاصله است. مرحوم شیخ (1) ، استاد ما، رضوان الله تعالى علیه، مىفرمود اینکه مىگویند: «ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل» صحیح نیست. باید گفت: «ملا شدن چه مشکل، آدم شدن محال است!»
کسب فضایل و مکارم انسانى و موازین آدمیت از تکالیف بسیار مشکل و بزرگى است که بر دوش شماست. گمان نکنید اکنون که مشغول تحصیل علوم شرعیه مىباشید و فقه که اشرف علوم است مىآموزید، دیگر راحتید و به وظایف و تکالیف خود عمل کردهاید. اگر اخلاص و قصد قربت نباشد، این علوم هیچ فایدهاى ندارد. اگر تحصیلات شما، العیاذبالله، براى خدا نباشد و براى هواهاى نفسانیه، کسب مقام و مسند، عنوان و شخصیت در این راه قدم گذاشته باشید، براى خود وزر و وبال اندوختهاید. این اصطلاحات اگر براى غیر خدا باشد، وزر و وبال است. این اصطلاحات هر چه زیادتر شود، اگر با تهذیب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنیا و آخرت جامعه مسلمین تمام مىشود. تنها دانستن این اصطلاحات اثرى ندارد. علم توحید هم اگر با صفاى نفس توام نباشد، وبال خواهد بود. چه بسا افرادى که عالم به علم توحید بودند و طوایفى را منحرف کردند. چه بسا افرادى که همین اطلاعات شما را به نحو بهترى دارا بودند، لیکن چون انحراف داشتند و اصلاح نشده بودند، وقتى وارد جامعه گردیدند، بسیارى را گمراه و منحرف ساختند. این اصطلاحات خشک اگر بدون تقوى و تهذیب نفس باشد، هر چه بیشتر در ذهن انباشته گردد، کبر و نخوت در دایره نفس بیشتر توسعه مىیابد. و عالم تیره بختى که باد نخوت بر او چیره شده، نمىتواند خود و جامعه را اصلاح نماید و جز زیان براى اسلام و مسلمین نتیجهاى به بار نمىآورد و پس از سالها تحصیل علوم و صرف وجوه شرعى، برخوردارى از حقوق و مزایاى اسلامى، سد راه پیشرفت اسلام و مسلمین مىگردد و ملتها را گمراه و منحرف مىسازد و ثمره این درسها و بحثها و بودن در حوزهها این مىشود که نگذارد اسلام معرفى گردد، حقیقت قرآن به دنیا عرضه شود، بلکه وجود او ممکن است مانع معرفت جامعه نسبتبه اسلام و روحانیت گردد.
من نمىگویم درس نخوانید، تحصیل نکنید، باید توجه داشته باشید که اگر بخواهید عضو مفید و مؤثرى براى اسلام و جامعه باشید، ملتى را رهبرى کرده به اسلام متوجه سازید، از اساس اسلام دفاع کنید، لازم است پایه فقاهت را تحکیم کرده صاحبنظر باشید; اگر خداى نخواسته درس نخوانید، حرام است در مدرسه بمانید; نمىتوانید از حقوق شرعى محصلین علوم اسلامى استفاده کنید. البته تحصیل علم لازم است، منتها همانطور که در مسائل فقهى و اصولى زحمت مىکشید، در راه اصلاح خود نیز کوشش کنید. هر قدمى که براى تحصیل علم بر مىدارید، قدمى هم براى کوبیدن خواستههاى نفسانى، تقویت قواى روحانى، کسب مکارم اخلاق، تحصیل معنویات و تقوى بردارید (2) .
پىنوشتها:
1. برگرفته از کتاب جهاد اکبر.
2. حضرت آیتالله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى(1276-1355 ه.ق)، از فقیهان بزرگ و مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجرى. در نجف و سامراء به درس استادانى چون میرزاى بزرگ شیرازى، میرزا محمد تقى شیرازى، آخوند خراسانى، سید کاظم یزدى و سید محمد اصفهانى فشارکى، حاضر شد. در سال 1340 ه . ق. به اصرار علماى قم، در آن شهر رحل اقامت افکند، و حوزه علمیه قم را تشکیل داد. از آثار اوست: دررالفوائد در اصول، الصلوة، النکاح، الرضاع، المواریث، در فقه.
[ شنبه 18/4/90 ] [ 6:30 عصر ] [ hafez ]
داستان طناب The Rope
داستان درباره ی یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوهها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود. شب بلندی های کوه را تماماً در بر گرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید.همه چیز سیاه بود. اصلاً دید نداشت و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همان طور که از کوه بالا می رفت ، چند قدم مانده به قله ی کوه ،پایش لیز خورد و از کوه پرت شد. درحال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه ی جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب وبد زندگی به یادش آمد. اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است. ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمی ماند جز آن که فریاد بکشد : «خدایا کمکم کن.»
ناگهان صدای پرطنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد: «از من چه می خواهی؟ » _ ای خدا نجاتم بده. _ واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟ _ البته که دارم. _ اگر باور داری طنابی که به کمرت بسته است را بازکن. یک لحظه سکوت _ و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد. گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دست هایش محکم طناب را گرفته بود. و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.
وشما؟ چقدر به طنابتان وابسته اید؟ آیا حاضرید آن را رها کنید؟ در مورد خداوند هرگز یک چیز رافراموش نکید. هرگز نباید بگویید که او شما را فراموش کرده یا تنها گذاشته است. هرگز فکر نکنید که او مراقب شما نیست. به یاد داشته باشید که او همواره حافظ و نگهبان شما بوده است.
[ شنبه 18/4/90 ] [ 3:11 صبح ] [ hafez ]
زمینه های فکری و اجتماعی حقوق
مطمئناً
مدرنیته انفجار گستره زندگی آدمی است.
اعتراضی است علیه اندیشه سرنوشت، و پس از آن انسان می تواند سرنوشت از پیش تعیین شده طبیعی و الهی را نفی کند. وضعیتی انسانی است که در آن جهان خارج از انسان، دائماً زیر سؤال می رود و امتیازات اجتماعی، سیاسی، دینی و فرهنگی آن مورد تردید واقع می شوند و جهان درون انسان پیچیده تر شده و انسان دائماً به قانون های جدید نیازمند است.از لحاظ فکری، اندیشه مدرنیته، پذیرش این مسئله است که انسان هم ارز همان چیزی است که
انجام می دهد. عقل انسان ارزش پیدا می کند، و تنها خرد است که می تواند تناسبی میان عمل انسان و نظم جهانی درافکند. و این عقل است که انسان را به سوی دموکراسی، آزادی و خوشبختی رهنمون می کند. اما از لحاظ اجتماعی، مدرنیته، شیوه های زندگی اجتماعی و تشکیلات و سازمان های اجتماعی است که از قرن هفدهم میلادی در اروپا ظاهر شد و به تدریج دامنه تأثیرات و نفوذ آن کم و بیش در سایر نقاط جهان نیز بسط و گسترش یافت. به عقیده بسیاری از اندیشمندان، امکانات و فرصت های پیش روی انسان مدرن بیش از هر دوره ای است. یکی از نکات مهم در مدرنیته، نظم حاصل از این دوران است که جامعه شناسان بزرگ آن را ناشی از مسائل مختلف می شمارند، «کارل مارکس» این نظم را محصول «سرمایه داری» و سودانگاری، «امیل دورکیم»، محصول «صنعتی شدن» و تقسیم کار و «ماکس وبر» محصول
«بوروکراسی» و عقلانیت می داند. نکته مهم اینجاست که مدرنیته، در مقابل سنت معنا می یابد، اگر سنت به گذشته می
نگرد، مدرنیته نگاهش را به آینده دوخته است. بر همین اساس، برخی متفکرین، چهار تفاوت اصلی دنیای جدید و قدیم را در «وسایل»، «غایات»، «مفاهیم» و «پیش فرض ها» دانسته اند که هر کدام از این چهار رکن با نگاه جدید به انسان، تغییر کرده و بینش انسان به خودش و نیازهایش نیز متفاوت شده است. برای این دوران جدید خصایص و ویژگی هایی می توان برشمرد که در طول تاریخ بشر، فقط در چند قرن اخیر ظهور یافته اند از جمله شیوه ای نو و کارآمد برای مطالعه و تحقیق درباره طبیعت، مردم سالاری لیبرال، فرهنگ دنیوی و این جهانی، فردگرایی، حرمت به فرد و انسان گرایی، عقلگرایی و برنامه ریزی عقلی، تکنولوژی جدید و شیوه های نو در تولید صنعتی و نیز بالارفتن سطح زندگی مادی انسان و سرمایه داری و بازار آزاد. جدا از این ویژگی ها می توان به پیش زمینه های اجتماعی و فکری مدرنیته اشاره کرد
که بدون ظهور این مفاهیم و جریانات فکری و تاریخی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، ویژگی مدرن عصر حاضر و به تبع آن، بسط مفهوم حقوق بشر محال به نظر می رسید از جمله: رنسانس، پروتستانتیسم، روشنگری فلسفی، انقلاب های سیاسی، شهرگرایی، انقلاب صنعتی، خردگرایی و رشد علم،فردگرایی،
انسان گرایی، تقسیم کار، تمایز اجتماعی، سکولاریسم و پلورالیسم و... که این پارادایم ها با مدرنیته رابطه متقابل دارند، از یک طرف این مفاهیم و جریانات تاریخی اجزای مدرنیته هستند و در پیدایش آن نقش اساسی داشته اند و در عین حال کل مدرنیته و مدرنیسم نیز در رشد هرکدام از آنها تأثیر داشته است. جنبه های
1 ـ
رنسانس،
2 ـ
ظهور
3 ـ
رنسانس،
4 ـ
با رشد
5 ـ
با
6 ـ
اولین
7 ـ
یکی از
8 ـ
پس از
اعلامیه جهانی حقوق بشر اقدامات
و فعالیتهای فکری و علمی در مسیر تحقق حقوق بشر، به منشوری کلی و همه جانبه منتهی شد که موسوم به اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد. در اواسط جنگ جهانی دوم، سران دولت های آمریکا و انگلستان در کشتی جنگی در اقیانوس اطلس، منشور «آتلانتیک» را امضا کردند و پس از آن دولت های دیگر نیز با امضای این منشور 8 ماده ای مقدمات تأسیس سازمان ملل متحد را فراهم آوردند. منشور ملل متحد و تأسیس رسمی سازمان ملل متحد در سال 1945، موجب توجه بیشتر به حقوق بشر شد تا آن جا که در ماده 55 منشور ملل متحد، تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شد و کمیسیون ویژه حقوق بشر که از نمایندگان کشورهای عضو تشکیل شده بود، پس از 85 جلسه بحث و بررسی، پیش نویس این اعلامیه را تقدیم سازمان ملل متحد کرد و این اعلامیه در 10 دسامبر 1948 با 48
رأی مثبت و 8 رأی ممتنع (کشورهای روسیه، روسیه سفید، اوکراین، چکسلواکی، یوگسلاوی، لهستان، آفریقای جنوبی و عربستان) در یک مقدمه و 30 ماده به تصویب عمومی رسید و رسمیت جهانی یافت. اهداف اصلی این اعلامیه که در مقدمه آن ذکر شده، حفظ عدالت و صلح و آزادی و برچیده شدن فقر و تبعیض نیز تساوی حقوق انسانی است که به طور مجمل به حقوق مصرح در آن اشاره می نماییم. ماده 1: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و
از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند. ماده 2 : هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ،
ماده 3: هر کس حق
ماده 4: احدی را
ماده 5: احدی را
ماده 6: هر کس حق
ماده 7: همه در
ماده 8: در برابر
ماده 9: احدی را
ماده 10: هرکس با
ماده 11: الف) هر
ماده 12: احدی در
ماده 13: الف) هر
ماده 14: الف) هر
ماده 15: الف) هر
ماده 16: الف) هر
ماده 17: الف) هر
ماده 18: هر کس حق
ماده 19: هر کس حق
ماده 20: الف)
ماده 21: الف) هر
ماده 22: هر کس به
ماده 23: الف) هر
پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و
ماده 24: هر کس حق
ماده 25: الف)
ماده 26: الف) هر
ماده 27: الف) هر
ماده 28: هر کس حق
ماده 29: الف)
ماده 30: هیچ یک
ذکر این نکته نیز لازم است که به علت این که اعلامیه حقوق
[ پنج شنبه 16/4/90 ] [ 12:29 صبح ] [ hafez ]
روشهایی برای ایجاد خلاقیت و ایده های بزرگ در ذهن (قسمت پایانی)
افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز برای تقویت هرچه بیشتر به آن ها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر می رسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.
آیا یک شیء ، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را دربرگیرد.
[ سه شنبه 14/4/90 ] [ 5:58 عصر ] [ hafez ]
اعیاد شعبانیه مبارک باد
سه گل روئیده اندر باغ احساس/گل سوسن گل لاله گل یاس گل اول که ماه عالمین است/عزیز فاطمه نامش حسین است گل دوم نگر غوغاست درفضل/امید مصطفی نامش اباالفضل گل سوم گل میعاد باشد/ امام چهارمین سجاد باشد [ سه شنبه 14/4/90 ] [ 1:54 صبح ] [ hafez ]
قایق خالی آ وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم. یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری می کردم و ساعت های زیادی را آن جا در تنهایی می گذراندم. روزی بدون آن که به چیز خاصی فکرکنم نشستم و چشم هایم را بستم. شب خیلی قشنگی بود. در همین زمان قایق دیگری به قایق من برخورد کرد. عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایق آرامش من را بر هم زده بود دعوا کنم ولی دیدم قایق خالی است. کسی در قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیت خودم را به او نشان دهم. چطور می توانستم خشم خودم را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمی شد کرد. دوباره نشستم و چشم هایم را بستم، عصبانی بودم. درسکوت شب کمی فکر کردم، قایق خالی برای من درسی شد، از آن موقع اگر کسی باعث عصبانیت من شود پیش خودم می گویم: " این قایق هم خالی است. " [ دوشنبه 13/4/90 ] [ 9:22 عصر ] [ hafez ]
رسول گرامی چه خوش برنوشت نماز تو باشد کلید بهشت چو خوانی نمازی و نیکی کنی حذر کن تو ای جان ز هر کار زشت
پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که نمازش او را از زشتی ها و گناه باز ندارد، بهره ای از نمازش نبرده است، جز دوری از خدا. (المیزان، ج 16، ص 142) [ جمعه 10/4/90 ] [ 2:55 عصر ] [ hafez ]
|
![]() ![]() Online User |